وقتی دوستان و خویشاوندان محبوب تو را می‌ستایند، عجبی نیست كه ممكن است صرفا بخواهند از تو دلجویی كنند، ولی برایت خوشتر و گواراتر خواهد بود وقتی در حدیث دیگران ستایش محبوبت را ببینی.
الكساندر سرگیویچ پوشكین (1799 ـ 1937) شاعر مشهور اهل روسیه كه به حق از دلدادگان حضرت رسالت و قرآن كریم است لحظه بعثت را اینگونه سروده:

صدای خدا،
مرا فراخواند:
برخیز، ای پیامبر!
و اراده مرا بنگر،
از دریاها و زمین‌ها بگذر.
و دل‌های مردم را،
با دعوت خود شعله‌ور ساز،

او در بخش ‌دوم كتاب قبساتی از قرآن  (18) آیه‌هایی از سوره احزاب را اینگونه به شعر سروده:

و اما شما،‌ مهمانان او!
زمانی كه هستید در خوان او
گذارید دنیا و مافیه را
مبادا برنجد رسول خدا
رسولی كه او خیرخواه شماست
همیشه نگاهش به راه شماست
نمی‌خواهد او یاوه گویید هیچ
ز دنیا بگویید و جویید هیچ

گوته ( 1749 ـ 1823) شاعر شهیر آلمانی توجه خاصی به اسلام دارد. وی ضمن آنكه در شعر حكمت‌نامه از دیوان شرقی غربی در ستایش اسلام گفته است:
از حماقت آدمیست كه تنها عقیده شخصی خود را ستایش كند؛ هر گاه معنای اسلام تسلیم شدن به اراده خداوند جهان باشد پس ما همگی در اسلام زندگی می‌كنیم و مسلمان می‌میریم.
او در شعر معروف خود كه آن را «محومه» می‌نامد، رسول رحمت را به رودخانه‌ای تشبیه كرده كه در مسیر جریان خود همواره بر عظمت آن افزوده می‌شود و انسان‌ها را همراه خود به سوی سرای جاودانه پیش می‌برد. (19)

لئو تولستوی (1928 ـ 1910) نویسنده بزرگ روس كه رمان جنگ و صلح وی از شاهكارهای ادبی جهان شمرده می‌شود، همواره با دوستان و نزدیكان خود در باره دین اسلام و شخصیت بی‌نظیر و روحانی رسول‌الله (ص) گفتگو كرده و نوشته است. اولین گام تولستوی برای پذیرش دین اسلام به عنوان دین برتر و مسلمان شدن او از گفتگوی او با پزشك معالجش موكوویتسكی و همراهش خانم سوفیا آندریاونا مشخص می‌شود. (20) موكوویتسكی می‌نوسید:
در سیزدهم مارس 1309 در صحبتی كه با تولستوی داشتیم گفت: «نامه‌ای از یك مادر داشتم كه نوشته بود: پدر فرزندانم مسلمان است و من هم مسیحی هستم. دو پسر دارم یكی دانشجو و دیگری افسر و هر دوی آنها طالب پذیرش دین اسلام هستند». ... تولستوی گفت: ... وقتی در باره این نامه فكر می‌كردم مسائل فراوانی برای من روشن شد. محمد [ص] به عنوان یك پیامبر همیشه و همه جا بالاتر از مسیح قرار می‌گیرد. او انسان را سست نكرده و او را به جایگاه خداوندی نمی‌رساند و خود را نیز به جایگاه خدا نزدیك نمی‌كند و جای خدا نمی‌گذارد. مسلمانها به غیر از الله خدایی دیگر ندارند و محمد [ص] پیامبر آنهاست. در اینجا معما و اسراری نیست.
سوفیاآندریاونا پرسید: كدامشان ارحج‌اند؟‌ مسیحیت یا اسلام؟ تولستوی پاسخ داد: «برای من روشن است كه اسلام بهتر است و در جایگاهی والاتر قرار دارد. آنگاه كه اسلام را با مسیحیت مقایسه می‌كنم، برتری و والاتر بودن اسلام را به وضوح می‌بینم. اسلام كمك بسیار زیادی به خود من كرده است».
شیفتگی تولستوی به رسول‌الله (ص) در كتاب كوچكی با نام احادیث مهم محمد [ص] (21) به وضوح دیده می‌شود. پرفسور تلمان خورشید اوغلو علی‌اف در باره این كتاب می‌گوید :‌
تولستوی با این اثر توانسته خواننده روسی را با احادیثی در باره رسول اكرم (ص) آشنا كند. با جسارت می‌توان گفت كه این اثر توانسته مخاطب خود را با تفكر دینی و تربیت و اخلاق اسلامی آشنا كند. در اینجا شخصیت حضرت محمد (ص)،‌ قدرت لایزال تفكر الهی و مضاف بر اینها نوشته مؤمنانه و حقیقت‌پرست تولستوی تأثیر این نوشته را بیشتر كرده است.
در مقدمه این كتاب از تولستوی نقل شده كه گفت:‌
برای من محمدی بودن، از ستایش صلیب (مسیحیت) در مقام بالاتری قرار دارد و در این مقایسه من اسلام را برمی‌گزینم. اگر انسانها حق انتخاب داشتند هر انسان عاقل پرودسلاو (مذهب مسیحیت غالب در روسیه) بدو شبهه و بی‌تردید محوری بودن خدای یگانه و پیامبرش را قبول می‌كرد.
راینر ماریا ریلكه (۴ دسامبر ۱۸۷۵ – ۲۹ دسامبر ۱۹۲۶) از مهمترین شعرای قرن بیستم آلمانی در سال 1912 چند ماهی را در اسپانیا به سربرد و در آنجا بود كه توانست تصورات و برداشت‌های خود از شرق اسلامی را به شكلی منظم گردآوری كند و سامان دهد. در همانجا بود كه وی ترغیب شد تا دیگربار قرآن را به صورتی عمیق بخواند. در چهارم دسامبر همان سال طی نامه‌ای به شاهزاده خانم تاكسیس در مورد مسجدی در قرطبه (كوردوبای فعلی) كه مسیحیان از آن به عنوان كلیسا استفاده می‌كردند نوشت:
بلائی كه بر سر این مسجد آمده، مایه بسی نگرانی،‌ اندوه و ننگ است. كلیساهایی در فضای نورانی درونی آن در هم پیچیده‌اند، ای كاش می‌توانستم كه چون شانه كردن گره‌هایی از گیسوانی زیبا و دلربا این كلیساها را نیز از درون مساجد بزدایم. این فكر دائما مرا آزار می‌دهد كه مسیحیت همواره خدا را چون كیك زیبایی قطعه قطعه می‌كند در حالی كه الله یكتاست، الله كامل و دست‌نخورده است. (22)
چند روز پس از آن در هفدهم دسامبر،‌ این بار از رواندا (آفریقا) نامه‌ای دیگر برای همان شاهزاده نوشت:
راستی، شاهزاده خانم عزیز (پرنسس تاكسیس) ... هم‌اكنون به خواندن قرآن مشغولم. قرآن صدایی منحصر به خود دارد، صدایی كه من با تمامی وجودم چونان باد در ارغنون، در درونش جای دارم. بگذارید این پوسته خلا‌ل‌های پوسیده و گندیده را به عنوان خوراك در این‌سوی و آن‌سوی پراكنده‌اند،‌توزیع نكنیم! [منظور، مسیحیت غیرحقیقی و مورد انتقاد اوست (مینو صمیمی)]. عصاره مكیده شده است. بنابراین اجازه دهید منظورم را به بی‌پرده و عریان بیان كنم: ... وانگهی،‌ محمد بلافصل و واقعی بود،‌ او چون رودی كه از میان رشته كوهی طغیان می‌كند، به سوی خدای یگانه پیش می‌رود؛ خدایی كه هر بامداد می‌توان به طور شگفت‌انگیزی با او سخن گفت. (23)
همو در دهم مارس 1922، نامه‌ای رودلف زیمرمن نوشت و در باره جذبه قرآن و شیفتگی خود به آن گفت:
زمانی سعی كردم كه قران را حفظ كنم. در این كار خیلی پیش نرفتم، اما آنچه دریافتم این بود كه در آنجا انگشت نشانه نیرومندی را می‌بینید كه چون عقربه‌ای راه را به سوی آسمان و خدا نشان می‌دهد،‌ خدایی كه به طور جاودانی در حال طلوع است، در مشرق‌زمینی كه هرگز از توان نخواهد افتاد. (24)
فقط تو نیستی كه شیدای اویی، دلدادگان او در میان دیگران نیز پرشمارند.

گفتمش پوشیده خوشتر سر یار

خود تو در ضمن حکایت گوش‌دار

خوشتر آن باشد که سر دلبران

گفته آید در حدیث دیگران (25)


پی‌نوشت:
(18) قرآن در اشعار الكساندر پوشكین، تألیف و ترجمه دكتر كریمی مطهر و دكتر یحیی‌پور، چاپ پژوهشگاه فرهنگ و علوم انسانی. مترجم با عبارات آهنگین تلاش كرده در برگردان فارسی اشعار حالت نظم عبارات را حفظ كند. این قطعات از مجموعه شعرهای قبساتی از قرآن، اقتباس شده است. برخی نام این مجموعه شعر را به تأسی از قرآن ترجمه كرده‌اند.
(19) مینو صمیمی، محمد (ص) در اروپا، 1382.
(20) این مطالب را دی. پی موكوویتسكی در كتاب سالهایی در كنار تولستوی از 1904 تا 1910 نقل كرده است.
(21) مترجم فارسی این كتاب برای آن نام محمد رسول‌الله را انتخاب كرده است كه توسط نشر ثالث در سال 1382 در تهران به چاپ رسیده است.
(22) راینر ماریا ریلكه،‌ Briefwechsel, Marie von Thurn und Taxis، ویرایش ارنست زین، زوریخ، 1951، ص 240 (به نقل از مینو صمیمی، محمد (ص) در اروپا)، ص 473.
(23) همان.
(24) راینر ماریا ریلكه، Samtliche Werke، جلد دوم، ص 1113، ترجمه ان. بی. آر. ریوز (به نقل از صمیمی همان، ص 474)
(25) مولوی، مثنوی معنوی، دفتر اول.