مغلوب یا مغرور آفرینش، دست‌ساخته‌ها و نوشته‌هایمان نباشیم. چه بسا این آفرینش‌ها هم در ما حالاتی را پدید می‌آورند که ممکن است هر چه رشته‌ایم پنبه کنند. به ویژه اگر مؤمنیم، «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» نباشیم. اگر مبدأ هستی را پذیرفتیم و برای او می‌نویسیم و در پرتو لطف او دست به آفرینش می‌زنیم، همه هستی و هست خود را با او هماهنگ کنیم؛ بی کم و کاست. هیچگاه مقهور یا مغرور آفرینش‌های خود نباشیم که ما نیز در معرض تأثیرپذیری از دست‌ساخته‌های خود هستیم. هرگز غفلت نکنیم از اینکه آنها بر ما تأثیر می‌گذارند و چون موجوداتی زنده و تأثیرگذار به پردازش ما می‌پردازند.
نازیدن به برنامه‌ای که طراحی و اجرا کرده‌ایم، نوشته‌ای که پرداخته‌ایم، عکسی که گرفته‌ایم، سخنانی که گفته‌ایم و هر آنچه بر کتیبه هستی ثبت کرده‌ایم، همه و همه آغاز فصل تاریکی است. ماجرای عجیبی است خود چیزی را پدید آوری و خود مقهورش شوی و به پایش بیفتی.