بسیاری از ما خیال را با تفکر اشتباه می‌کنیم. تفکر جریانی ذهنی است که معمولا به گسترش دانش و آگاهی انسان می‌انجامد. اگرچه برای تفکر به تخیل یعنی همان حاضر کردن صورت اشیاء در ذهن نیازمندیم، ولی هر خیالی تفکر نیست. لازمه شکل‌گیری تفکر به معنی صحیح آن، شکل‌گیری نظم در خیال‌های توست. بی‌ این نظم درونی تفکری شکل نخواهد گرفت و آنچه در درون تو می‌گذرد خیالی بیش نیست. هرگز خیال به خودی خود سبب گسترش آگاهی نمی‌شود، باید به نظم درآید تا جریان تفکر شکل بگیرد و تو را به استنتاج و گسترش آگاهی برساند.
تفکر آن است که بتوانی مبادی تصوری و تصدیقی را به گونه‌ای بچینی که منتج نتایجی باشد. اگر این انتظام و چینش به درستی انجام شود، نتیجه قهری است و افق  جدیدی از آگاهی را به رویت خواهد گشود. هرگز نباید صرف خیال کردن را با تفکر اشتباه بگیریم. آموزش تفکر برای همه  یک ضرورت است. لازم است آن را تمرین کنیم و به آن ورزیده شویم. مشق تفکر بن‌مایه رشد فردی و اجتماعی هر ملتی است. شاید گران‌بهاتر از این مشق و تمرین نتوانی تمرینی را بیابی. این تمرین درونیِ خاموش سبب روشنی‌ها خواهد شد.
بنابراین اگر توانستی تخیل را به نظم درآوری ـ نظمی که تفکر  را موجب شود ـ به اکسیر توسعه دانش از درون  دست پیدا کرده‌ای. تخیل و تفکر به نوبه خود ابزار عقل تو هستند. عقلی که همه هستی تو با آن معنی پیدا می‌کند و بی آن هیچ چیز باارزشی وجود نخواهد داشت.